آقا ببخشید این قسمت 1ش یه کم دیر شد!بلی بلی!![]()
همسر کوروش از این وضع خسته بود//گل پسر عین خیالش هم نبود!![]()
نیش او باز تا بنا گوشش مدام//تا که روزی از در آمد یک غلام!![]()
گفت:ای بانوی من،جانم فدات//من غلامم،سرزمین من هرات!![]()
راه حل کوروشی پیش من است//تضمینی میدهم،خیلی کَرَست!![]()
همسر کوروش تا این را شنید//ناخوداگاه از سر جایش پرید!![]()
گفت:ای مردک نکن وقت را تلف//کوروشم از دست رفت ای بی شرف!![]()
کوروش ماهمچنان بی وقفه قفل//سایتهای ورزشی،بازیه گلف!//![]()
هیچ یک دیگر برایش ارزشی//خب نداشت،نه زندگی،نه نرمشی!![]()
روز تا شب در اتاقش حبس بود//مادی هم از این خبر سرمست بود!![]()
مشتری مانند کوروش قحط بود//نیم ساعت،پاکتی میکرد دود!![]()
کام اخر بود،که در باز شد//خانومش کم بود،غلامم شاخ شد!![]()
گفت:من هستم غلام،ای تو قشنگ//من مداوا میکنم حتی نهنگ!
تو که دیگه جای خود داری و بس//ناگهان با یک طناب،او را بست!![]()
کوروش از او خواست تا بازش کند//قصد خوبی داشت،میخواس(میخواست) نازش کند!![]()
همسرش گفت:ای غلام بازش نکن//چونکه میترکانمت همچون اتم!![]()
کوروشی ناراحت از وضع کنون//قاطی کرد و رفـــت تو فاز جنون!![]()
داد و فریاد،ناگهان خاموش شد//چون چماقی خورد بر مغزش که مرد!![]()
منتظر قسمت چهارم باشید!یه یه![]()
از همه ی دوستان که نظر میدن واقعا ممنونم![]()
برچسب:
نویسنده: ماهان مهدوی