خرید بک لینک

درباره سایت

گروه بی مخ ها

امکانات وب

ســــــــــــلام به همه ی دوستان عزیز

آقا ببخشید این قسمت 1ش یه کم دیر شد!بلی بلی!

 

همسر کوروش از این وضع خسته بود//گل پسر عین خیالش هم نبود!

نیش او باز تا بنا گوشش مدام//تا که روزی از در آمد یک غلام!

گفت:ای بانوی من،جانم فدات//من غلامم،سرزمین من هرات!

راه حل کوروشی پیش من است//تضمینی میدهم،خیلی کَرَست!

همسر کوروش تا این را شنید//ناخوداگاه از سر جایش پرید!

گفت:ای مردک نکن وقت را تلف//کوروشم از دست رفت ای بی شرف!

کوروش ماهمچنان بی وقفه قفل//سایتهای ورزشی،بازیه گلف!//

هیچ یک دیگر برایش ارزشی//خب نداشت،نه زندگی،نه نرمشی!

روز تا شب در اتاقش حبس بود//مادی هم از این خبر سرمست بود!

مشتری مانند کوروش قحط بود//نیم ساعت،پاکتی میکرد دود!

کام اخر بود،که در باز شد//خانومش کم بود،غلامم شاخ شد!

گفت:من هستم غلام،ای تو قشنگ//من مداوا میکنم حتی نهنگ!

تو که دیگه جای خود داری و بس//ناگهان با یک طناب،او را بست!

کوروش از او خواست تا بازش کند//قصد خوبی داشت،میخواس(میخواست) نازش کند!

همسرش گفت:ای غلام بازش نکن//چونکه میترکانمت همچون اتم!

کوروشی ناراحت از وضع کنون//قاطی کرد و رفـــت تو فاز جنون!

داد و فریاد،ناگهان خاموش شد//چون چماقی خورد بر مغزش که مرد!

 

منتظر قسمت چهارم باشید!یه یه

از همه ی دوستان که نظر میدن واقعا ممنونم

برچسب: نویسنده: ماهان مهدوی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 19:17

صفحه بندی